امروز فکر کنم هشتم خرداد ۱۴۰۱ هست.. بعد از اومدن یک راه طولانی و خیلی خیلی سخت برای فقط نزدیک شدن به رویا به هدفم... بعد از اینکه درک کردم آدما چقدر پست و عوضی هستند که حتی وقتی هیچ کاری بهشون نداری از حقارت ، حسادت و بخل و عقدههای درونیشون انقدر سنگ توی کارت میندازن که تو ترجیح میدی عزت نفست بیش از این جریحه دار نشه ،با اینکه تمام زحماتت به باد میره با اینکه خسارت این تصمیم خیلی خیلی زیاده اما تصمیم میگیری ادامه ندی.. امروز میخوام برای همیشه این ارشد کوفتی رو تموم کنم . اگر کسی برای من ارزش قایل نیست احترام قایل نیست خودم که هستم! برن به درک .. من از ویرانهها میام.. این ویرانگی هم میگذره و من دوباره بلند میشم ...
بازدید : 2
چهارشنبه 23 بهمن 1403 زمان : 22:26
